**مست چشات**

اون دوتا مست چشات ، منو خوابم می کنه

ذره ذره اون نگات ، داره آبم می کنه

اون دوتا مست چشات ، منو خوابم می کنه

ذره ذره اون نگات ، داره آبم می کنه

داره می میره دلم واسه مخمل نگات

همه رنگی رو شناختم من با اون رنگ چشات

همه رنگی رو شناختم من با اون رنگ چشات

مثل یک رویای خوش ، پا گرفتی تو شبام

از یه دنیای دیگه قصه ها گفتی برام

هنوز از هرم تنت ، داره می سوزه تنم

از تو سبزه زار شده خاک خشک بدنم

دستای عاشق تو ، منو از نو تازه ساخت

دل ناباور من ، جز تو عشقی نشناخت

داره می میره دلم واسه مخمل نگات

همه رنگی رو شناختم من با اون رنگ چشات

همه رنگی رو شناختم من با اون رنگ چشات

اون دو تا مست چشات (مست چشات ، مست چشات)



**منفیه دلتنگی**


دلم بدجوری داغونه


تو روزایی که کمرنگی


هوای خونمون سرده


شده منفی ِ دلتنگی

 

یه احساسی بهم میگه


تو هم حال منو داری


میدونی نبودت رو به این خونه بدهکاری

 

هوای خونه این روزا به رویای تو راضی نیست


فضای ذهن من قانع به تصویر مجازی نیست

 

من حتی با خودم حالا چه بی اندازه بیرحمم


یه حسای.عجیبی هست


خودم تنهایی میفهمم

هنوزم مثل اون روزا در این خونه روت بازه

 

همین تنهایی ها داره ازم یه مرد میسازه

 

یه وقتایی حواسم نیست شبا تا صبح بیدارم

 

روی هرکدوم از عکسات مدام در حال تکرارم

 

هوای خونه این روزا به رویای تو راضی نیست

فضای ذهن من


قانع به تصویر مجازی نیست

 

من حتی با خودم حالا چه بی اندازه بیرحمم


یه حسای عجیبی هست خودم تنهایی میفهمم



**تو نمیدونی**

تو نمی دونی من چی کشیدم وقتی که گفتی تو را نمی خوام

باور ندارم که دیگه نیستی حالا تو رفتی من اینجا تنهام
یه شوخی بودو یه قصه تلخ وقتی که گفتی تو را نمی خوام
خیال می کردم می خوای بترسم شاید هنوزم باور نکردم
چشمای گریون دستای خسته دوری چشمات منو شکسته
رنگ اون چشات چشای سیات زنجیر دلت دستامو بسته
شاید یه حسود چشممون زده بگو کی مارو تنهایی دیده
ولی میدونم تو آسمونا قصه مارو یکی شنیده
تو باور نکن هر کی بهت گفت پیشت می مونم پیشت می مونم
باور ندارم که دیگه نیستی تا ته دنیا از تو می خونم
چشمای گریون دستای خسته دوری چشمات منو شکسته
رنگ اون چشات چشای سیات زنجیر دلت دستامو بسته
تو نمی دونی من چی کشیدم وقتی که گفتی تو را نمی خوام
باور ندارم که دیگه نیستی حالا تو رفتی من اینجا تنهام
یه شوخی بودو یه قصه تلخ وقتی که گفتی تو را نمی خوام
خیال می کردم می خوای بترسم شاید هنوزم باور نکردم
چشمای گریون دستای خسته دوری چشمات منو شکسته
رنگ اون چشات چشای سیات زنجیر دلت دستامو بسته
شاید یه حسود چشممون زده بگو کی مارو تنهایی دیده
ولی میدونم تو آسمونا قصه مارو یکی شنیده